قصه سرد و سفید همیشه سبز
سلام دخترم نازنینم ،پاره تنم ، آنیل الان که برات می نویسم ساعت 22:52 شبه. چند ساعت مونده تا تحویل سال 1394 دلم خیلی گرفته از 93. این هفته آخر هر چی دلگیری داشت سر ما خالی کرد! البته خدارو هزاران مرتبه شکر بابت تمام خوبیهایی که نصیبمان شد و از بدترش حفظ کرد برای اولین بار تو این 17 ماه شما مریض شدی و 3 روز تب شدید داشتی اما خدا اون بالا شاهد که من بیشتر پرپر شدم. سه شنبه می بردمت دوباره دکتر که زدم به یه 206. رانندش دید چقدر سراسیمه و نگران تب شدید توام . خلاصه یک و دویست براش بیمه زدن و ماشین ما هم تو پارکینگه! تا بعد تعطیلات تعمیر شه کاپوت تا شده! خدا رو شکر که تو چیزیت نشد و خودم. فقط با ماشین بابا باید ...
نویسنده :
مامان مهر
23:37












